ویدیو عبادتی روزانه
پیروزی بر ترس از رد شدن
سالها پیش، من خانواده ای از کوهنوردان را در شرق آلمان ملاقات کرده بودم. آنها از من خواستند که بخش زیبایی از مملکتشان را ببینم. تنها مشکل این بود که من باید از کوههایی بلند بالا می رفتم در حالیکه من از بلندی بسیار می ترسیدم. اما آنها به من این اطمینان را دادند که خیلی امن است و می توانم کوه ها را به راحتی صعود کنم. بنابراین، دوتا از دوستان آمریکایی ام و من موافقت کردیم که با آنها به آنجا برویم.
همه چیز همانطور که به من گفتند بود تا اینکه به پنجاه متری قله کوه رسیدیم. سپس شروع کردیم به کشیدن خودمان بر روی صخره ها و کوه نوردی اصلی را آغاز نمودیم. چیزی در درون من بشدت تکان خورد. من با تمام جان یک صخره را گرفتم. هیچ کس از گروه ما مرا ندید، زیرا من آخرین نفر بودم. وقتی همه به قله رسیدند، می توانستم صدای آنها را بشنوم، آه، نگاه کن چقدر زیباست.!” سپس کسی گفت:” سامی کجاست؟”
آنها به پایین نگاه کردند و مرا دیدند که دیوانه وار به یک صخره چسبیده بودم. نمی توانستم حرکت کنم. من فلج شده بودم. آنها گفتند:” سامی بیا. این فوق العاده است که تو تا اینجا بالا آمده ای” تمام چیزی که می توانستم بگویم این است:”نمی توانم حرکت کنم! “بعد از بحث زیاد، دوستانم بالاخره انگشتان مرا از صخره رها کردند و مرا به پایین کوه حمل کردند. این یکی از شرم آورترین لحظات من بود.
اما آن روز درس بزرگی گرفتم: قدرت ترس. ترس مرا فلج کرده بود. از آن زمان، مردم زیادی را دیده م که ترس آنها را فلج کرده است. من مردمی را دیده ام که تسلیم ترس از شکست، ترس از آینده و ترس از مرگ ، شدند.
اما شاید بزرگترین و رایج ترین ترس فلج کننده، ترس از رد شدن باشد. زیرا مردم را دیدم که به خاطر این ترس به بدن خودشان آسیب رساندند. مردمی را دیدم که با اخلاق خودشان در سازش بودند، اعتقادات خودشان را پایمال کردند و در روحانیت شکست خوردند.
یک راه حل عالی برای مقابله با ترس وجود دارد: محبت کامل. کتاب مقدس می گوید: “کسی که محبت دارد نمیترسد و هر که بترسد هنوز به محبت کامل نرسیده است، زیرا محبت کامل ترس را دور میسازد ولی شخصی میترسد که در انتظار مجازات است.”(۱ یوحنا ۴ : ۱۸). تنها یک محل در کل تاریخ وجود دارد که می توان در آن محبت کامل را یافت: و آن صلیب است. بر روی تپه خارج از اورشلیم، بین دو دزد، که معلق بین آسمان و زمین بود، جایی که پسر کامل خدا بر آن آویزان بود. او این کلمات طنین انداز در تاریخ که به عنوان محبت کامل خدا است را فریاد زد: “ای پدر، اینان را ببخش …“ (لوقا ۲۳ : ۳۴).
تنها عیسی توانایی بخشش کسانی را داشت که از او متنفر بودند، کسانی که از دشمنان خدا بودند. او همه بشریت را با محبت کامل خدا دوست داشت. او تو و مرا با محبتی کامل دوست داشت. این محبت است که ترس را رد می کند. این محبت است که اجازه می دهد پذیرش خداوند را بشناسیم، احساس کنیم، و تجربه کنیم. عیسی گفت: “همۀ کسانی که پدر به من میبخشد به سوی من خواهند آمد و کسی را که پیش من میآید بیرون نخواهم کرد.” (یوحنا ۶ :۳۷). وقتی که ما پیش عیسی می آییم، ما با محبتی عظیم و کامل از خداوند روبرو می شویم ، و ترس نیز فرار می کند.
اگر شما خودتان را در اسارت ترس از رد شدن پیدا کردید، آنگاه به پای صلیب بیایید. شما محبت کامل خدا را پیدا خواهید کرد که شما را آزاد میکند تا آنچه خدا میخواهد بشوید. شجاعت از صلیب جریان دارد. صلیب به درونی ترین قسمتهای زندگی شما نفوذ می کند و شما را قادر می سازد تا بتوانید محبت بی نهایت خدا را ببینید. به صلیب نگاه کن! نزدیک صلیب زندگی کن! صلیب خود را بلند کن و از عیسی پیروی کن!
12«در چنین حالی با داشتن اختیارات تامّ و دستوراتی از جانب سران كاهنان به دمشق میرفتم كه 13در هنگام ظهر در بین راه، ای پادشاه، نوری از آسمان روشنتر از نور خورشید به دور من و همسفرانم تابید. 14همگی به زمین افتادیم. بعد من صدایی شنیدم كه به زبان عبری به من میگفت ‘ای شائول، ای شائول، چرا بر من جفا میكنی؟ بر میخها لگدزدن كار آسانی نیست.’ 15پرسیدم: ‘خداوندا تو كیستی؟’ خداوند گفت: ‘من همان عیسایی هستم كه تو به من جفا میرسانی. 16بلند شو و روی پای خود بایست. من به تو ظاهر شدم تا تو را به خدمت خود منصوب كنم. تو باید دربارهٔ آنچه امروز دیدهای و آنچه در آینده خواهی دید شهادت دهی. 17من تو را از دست این قوم و نیز از دست ملّتهای بیگانه كه تو را نزد آنان میفرستم خواهم رهانید. تو را میفرستم 18تا چشمهای آنان را باز كنی و ایشان را از تاریكی به روشنایی و از قلمرو شیطان به سوی خدا بازگردانی تا از راه ایمان به من، گناهانشان آمرزیده شود و در بین مقدّسین خدا سهمی داشته باشند.’ 19«بنابراین ای اغریپاس پادشاه، من نسبت به رؤیای آسمانی نافرمانی نكردم، 20بلكه اول به یهودیان ساكن دمشق و اورشلیم و سرتاسر یهودیه و سپس در میان ملل غیر یهود اعلام میكردم كه باید توبه كنند و به سوی خدا برگردند و طوری زندگی كنند كه شایستهٔ این توبه باشد. 21به همین دلیل یهودیان مرا در معبد بزرگ گرفتند و میخواستند مرا بكشند. 22امّا به یاری پروردگار امروز در اینجا ایستادهام و به همه، به كوچک و بزرگ، شهادت میدهم و چیزی جز آنچه انبیا و موسی از پیش خبر دادهاند به زبان نمیآورم، 23یعنی مسیح باید متحمّل درد و رنج شود و نخستین كسی باشد كه پس از مرگ زنده میشود تا طلوع نور را به این قوم و ملل دیگر اعلام فرماید.» 24وقتی دفاع پولس به اینجا رسید، فستوس فریاد زد: «ای پولس، عقلت را از دست دادهای! زیادی علم تو را دیوانه كرده است.» 25پولس پاسخ داد: «خیر عالیجناب فستوس، دیوانه نیستم، بلكه در كمال هشیاری عین حقیقت را بیان میكنم. 26پادشاه از این چیزها اطّلاع دارند و من میتوانم آزادانه پیش آن جناب صحبت كنم. فكر نمیكنم در این باره چیزی از نظر ایشان دور مانده باشد، زیرا هیچیک از آنها در خفا صورت نگرفته است. 27ای اغریپاس پادشاه، آیا شما به انبیا عقیده دارید؟ میدانم كه عقیده دارید.» 28اغریپاس به پولس گفت: «خیال میكنی به این زودی میتوانی مرا مسیحی كنی؟» 29پولس گفت: «از خدا میخواهم كه دیر یا زود نه تنها حضرتعالی بلكه جمیع كسانیكه امروز سخنان مرا میشنوند مثل من بشوند، البتّه نه مثل من در این زنجیرها.» 30آنگاه پادشاه از جا برخاست و فرماندار و برنیكی و بقیّهٔ حاضران هم برخاستند. 31وقتی از تالار بیرون رفتند به یكدیگر گفتند: «این شخص كاری كه مستوجب اعدام یا زندان باشد انجام نداده است.» 32اغریپاس به فستوس گفت: «اگر از قیصر دادخواهی نكرده بود، میتوانست آزاد شود.»
Book of the Month
Sammy Tippit told his fiancée, “I can’t promise we’ll be rich, but life won’t be boring.”
Sammy had no idea what an understatement that would become. Beginning in the bars of Baton Rouge and the nightclubs of Chicago, Tippit has shared the news of life-changing faith in Christ all over the world – including in the middle of a revolution in Romania, the aftermath of genocide in Rwanda, and war in Burundi and the Congo.
Sammy’s lifelong adventure has come at a great price. He’s been cursed, threatened, arrested, deported, and blacklisted. He’s also been personally broken, ravaged with illness, and devastated by grief.
Yet he continues to preach to in stadiums, in open fields, and via satellite technology to hundreds of thousands around the globe. For all other books…
درباره خدمات سامی تیپیت
خدمات سامی تیپیت نزدیک به پنجاه سال باعث الهام و کمک در سراسر جهان شده است. سامی تیپیت بنیانگذار و رئیس ، یک مشاور، معلم و مبشر مشهور جهانی با تجربه خدمت و کمک به مردم در بیش از ۸۰ کشور جهان است. سامی مطالبی را ارائه میدهد که به افراد کمک میکند تا با مجموعه گسترده ای از مسائل اجتماعی، معاشرتی، روانشناسی و معنوی روبرو شوند. او بویژه علاقمند است تا این مطالب را در دسترس سایر کشورها در سراسر جهان قرار دهد. سامی با دِبرا ”تکس“ ازدواج کرده است و آنها دارای دو فرزند و پنج نوه هستند.
همه حقوق محفوظ است
