ویدیو عبادتی روزانه
روزی کھ بارش باران نایستاد
روزی بود کھ بارش باران نایستاد.من جلسات موعظھ در فضای آزاد در سرتاسر دنیا داشتھ ام. یکی از بزرگترین نبردھا کھ در آن جلسات با آن روبرو شده ام اوضاع ھوا بود. در مواقع زیادی خدا جلوی بارش باران را گرفتھ بود تا مردان و زنان بتوانند پیام انجیل را بشنوند و بھ مسیح ایمان آورند. اما در این روز در اوگاندا، بطریقی خدا انتخاب کرد کھ جلوی بارش باران را نگیرد. روز با حالتی دلگیرانھ شروع شد. ھمانطور کھ در شھر رانندگی میکردیم تصادفی را دیدیم. جسد مردی در کنار خیابان بود. وقتی بھ مکان جلسھ رسیدیم، بارش شدید باران شروع شد. باید منتظر میشدیم تا بارش باران تمام شود. بنابراین، بھ پستخانھ رفتیم تا سعی کنم بھ آمریکا تلفن بزنم. حتی اخبار از آمریکا ھم دلگیرانھ بود. کارن تاد، یکی از دوستان عزیز ما ، درگذشتھ بود. وقتی خبررا درباره کارن شنیدم، بھ ایوان بیرون پستخانھ رفتم و بھ باران شدید نگاه کردم، بنظر نشان دھنده حال من بود. در سال اخیر شاھد مرگ سھ نفر از بھترین دوستانمان بودم. شری آکینز، ھمسر میسیونر وید آکینز،کھ یک سال زودتر درگذشت. وقتی در نوامبر قبل در سفر بھ کوبا بودم ، ناتاشا دانیلا در گذشت. شوھر او، ولادیمیر دوست نزدیک من از مولداوی بود. او سفر کرده و برای من در اتحاد جماھیر شوروی سابق مترجمی کرده بود. و حالا کا ِرن بحضور خداوند رفتھ بود. ھمینطور کھ بھ باران سیل اسا نگاه میکردم، در تعجب بودم کھ چھ زمانی بھ پایان میرسد. در این زمان ، یک ساعت از وقت شروع جلسات بشارتی ما گذشتھ بود. بعد از یک ساعت دیگر، ھوا صاف شد. من فکر کردم فرصت را برای اعلام کردن انجیل از دست داده ایم. اما اوگانداییھا آنروز بھ من درس بزرگی را آموختند. وقتی کھ طوفان باران گذشت، آنھا بھ آھستگی بھ طرف محل جلسھ رفتند. من موعظھ کردم و بسیاری بھ مسیح ایمان آوردند. اوگاندایی ھا میدانستند کھ توفان دوام نخواھد داشت. آن فقط موقتی بود. و انجیل بھ پیش رفت. بھ ھمین صورت، دوستان من از طوفانھای شدیدی عبور کردند. اما این درس را در آفریقا آموختم. طوفانھا میگذرند. خورشید دوباره خواھد تابید. و پادشاھی خدا بھ بنا شدن
ادامھ میدھد. طوفانھای زندگی فقط موقتی ھستند. پادشاھی خدا ابدی است. این بھ من امید و آرامش عظیمی میدھد.
متّی : Chapter 8
23عیسی سوار قایق شد و شاگردانش هم با او حركت كردند. 24ناگهان توفانی در دریا برخاست به طوری که امواج، قایق را پر میساخت، ولی عیسی در خواب بود. 25پس شاگردان آمده او را بیدار كردند و با فریاد گفتند: «ای خداوند، ما را نجات بده، ما داریم هلاک میشویم.» 26عیسی گفت: «ای كمایمانان، چرا اینقدر میترسید؟» و سپس برخاسته با پرخاش به باد و دریا فرمان داد و دریا کاملاً آرام شد. 27شاگردان از آنچه واقع شد متحیّر شده گفتند: «این چگونه شخصی است كه باد و دریا هم از او اطاعت میکنند؟»
Book of the Month
Sammy Tippit told his fiancée, “I can’t promise we’ll be rich, but life won’t be boring.”
Sammy had no idea what an understatement that would become. Beginning in the bars of Baton Rouge and the nightclubs of Chicago, Tippit has shared the news of life-changing faith in Christ all over the world – including in the middle of a revolution in Romania, the aftermath of genocide in Rwanda, and war in Burundi and the Congo.
Sammy’s lifelong adventure has come at a great price. He’s been cursed, threatened, arrested, deported, and blacklisted. He’s also been personally broken, ravaged with illness, and devastated by grief.
Yet he continues to preach to in stadiums, in open fields, and via satellite technology to hundreds of thousands around the globe. For all other books…
درباره خدمات سامی تیپیت
خدمات سامی تیپیت نزدیک به پنجاه سال باعث الهام و کمک در سراسر جهان شده است. سامی تیپیت بنیانگذار و رئیس ، یک مشاور، معلم و مبشر مشهور جهانی با تجربه خدمت و کمک به مردم در بیش از ۸۰ کشور جهان است. سامی مطالبی را ارائه میدهد که به افراد کمک میکند تا با مجموعه گسترده ای از مسائل اجتماعی، معاشرتی، روانشناسی و معنوی روبرو شوند. او بویژه علاقمند است تا این مطالب را در دسترس سایر کشورها در سراسر جهان قرار دهد. سامی با دِبرا ”تکس“ ازدواج کرده است و آنها دارای دو فرزند و پنج نوه هستند.
همه حقوق محفوظ است
