ویدیو عبادتی روزانه
احتمال غیر ممکن
مارتین لوید جونز، شبان بزرگ بریتانیایی ، یکبار احیا را اینطور تعریف کرد “وقتی خدابعنوان خدا شناختھ شده است.” تعریف او از احیا در ھمھ جوانب معنا کلام را شرح میدھد. احیای شخصی وقتی است کھ ما در معرفت الھی رشد میکنیم. احیا در کلیسا زمانی است کھ بطور جمعی خدا را میشناسیم. احیا در جامعھ ای یا ملتی وقتی میاید کھ خدا آن جامعھ یا ملت را ملاقات میکند و خود را بھ مردمش میشناساند. تجربھ شناختن خدا ھمیشھ چیزی است کھ او را آشکار میسازد بطوری کھ او خود را در کتابمقدس نشان داده است. ھر تجربھ ای کھ بر ضد کلام خدا است جعلی است. بنابراین ، وقتی او را تجربھ میکنیم ، ما خواھیم فھمید او کیست و چطور کار میکند. ما درباره ذات و خصوصیات او بطوری کھ در کتابمقدس است پی میبریم. وقتی خدا دلھای ما را دوباره زنده میکند، یکی از اولین چیزھایی کھ درباره او یاد میگیریم این است او متخصص در غیر ممکن ھاست. غیر ممکن ، ممکن میشود چون خدایی را ملاقات کرده ایم کھ قادر است برتر و بیشتر از آنچھ ما میتوانیم درخواست کنیم یا تصور کنیم انجام دھد. وقتی او را ملاقات میکنیم، ما رویای چیزھای غیر ممکن را میبینیم. دید ما ورای توانایی ما گسترش پیدا میکند. آنچھ ما ھرگز قادر بھ دست آوردنش نبودیم، انجام پذیر میشود. در اوائل ١٩٩٨، من سخنران اصلی کنفرانسی در کالیفرنیا بودم. یک روز صبح یک آقایی کھ در کنفرانس سخنرانی میکرد بھ حاضرین درباره خدمات خودش و رویایش برای دنیا گفت. در طول سخنرانی اش او گفت “من بھ پیش رھبران سازمانمان در خاور میانھ رفتم و پرسیدم، “دشوار ترین کشور در این منطقھ کدام است؟” آن رھبران بھ من گفتند کشور ایران است. پس من و خانواده ام ایران و دنیای فارسی زبان را قبول کرده ایم. ما دعا میکنیم کھ خدا بطور عظیمی در بین مردم فارسی زبان کار کند. ” بعد این آقا یک کار عجیبی انجام داد. او گفت، ” من میدانم کھ سامی تیپیت بھ نواحی دشوار دنیا میرود. او را بھ چالش میکشم کھ بھ ایران برود و دعا کند خدا درھا را برای انجیل باز کند.” این کاملا برای من غیر منتظره بود. فکر کردم ” این از کجا آمد،”. من با دیگر
رھبران در بین حاضرین نشستھ بودم، و بسادگی بھ سخنران دیگری گوش میدادم، و یکمرتبھ من بھ چالش کشیده شدم کھ بھ یکی از دشوار ترین کشورھا در دنیا بروم . بعد از آن جلسھ ، من بھ پیش آن سخنران رفتم و پیشنھاد کردم با ھم نھاری داشتھ باشیم. از دوست جدیدم درباره آنچھ گفتھ بود سوال کردم. قبل از اینکھ بدانم، احساسی عمیقاز اینکھ خدا سر آن میز حضور دارد وجود داشت. یکی از چیزھایی کھ آن سخنران بھ من گفت این بود کھ یک آمریکایی نمیتواند وارد ایران شود. اول باید دعا کنم و از خدا درخواست کنم درھا را باز کند تا اجازه دھند وارد کشور شوم و بعد دعا کنم و از خدا بخواھم کھ درھا را برای اعلام انجیل در این کشور باز کند. من میدانستم کھ خدا، خدای غیر ممکن است. متوجھ شدم چالش او را قبول کرده ام، تعجب آور بود. شروع کردم بھ دیدن رویاھای او و بھ افکار او فکر کردم . راھھا و افکار او بسیار والاتر از ما است. در نوامبر ١٩٩٨ ، خدا درھای ایران را باز کرد. دولت تصمیمش را عوض کرد و بھ ما اجازه دادند وارد کشور شویم. یک گروه ده نفری بھ ایران رفتیم و فقط در خیابانھا راه میرفتیم و دعا میکردیم. بھ شھرھای بزرگ آن کشور رفتیم. بخاطر شرائط دشوار در ان کشور من نمیتوانم بطور بخصوصی بگویم. اما از آن زمان خدا بطور خارق العاده ای حرکت کرده است. ما دیده ایم کھ خدا احیا را برای مردمش بھ یک سرزمین تاریک و دشوار فرستاده است. ما دیده ایم رھبران تجدید شدند و مسیحیان پیروزی بدست میاورند. خدا خود را شناسانیده است. اگر شما در دلتان خواھان احیا ھستید، پس شروع بھ داشتن رویای غیر ممکن بکنید. امکان دارد شما خدا را در آن رویاھا ببینید. او متخصص در کارھای انجام نشده است. آنوقت غیر ممکن، ممکن میشود.
پیدایش : Chapter 18
9سپس از ابراهیم پرسیدند: «زن تو سارا كجاست؟» ابراهیم جواب داد كه داخل چادر است. 10یكی از آنان گفت: «نه ماه دیگر برمیگردم. در آن وقت زن تو سارا صاحب پسری خواهد بود.» سارا، نزدیک در چادر، پشت او ایستاده بود و گوش میداد. 11ابراهیم و سارا خیلی پیر بودند. و عادت ماهانهٔ زنانگی سارا قطع شده بود. 12سارا به خودش خندید و گفت: «اکنون كه من پیر و فرسوده شدهام، آیا میتوانم از رابطهٔ جنسی لذّت ببرم؟ در حالی كه شوهرم نیز پیر و فرسوده است؟» 13پس خداوند از ابراهیم پرسید: «چرا سارا خندید و گفت ‘آیا حقیقتاً من میتوانم بچّهدار شوم درحالیکه خیلی پیر هستم؟’ 14آیا چیزی هست كه برای خداوند مشكل باشد؟ همانطور كه گفتم نه ماه دیگر خواهم آمد و سارا دارای پسری خواهد بود.»
Book of the Month
Sammy Tippit told his fiancée, “I can’t promise we’ll be rich, but life won’t be boring.”
Sammy had no idea what an understatement that would become. Beginning in the bars of Baton Rouge and the nightclubs of Chicago, Tippit has shared the news of life-changing faith in Christ all over the world – including in the middle of a revolution in Romania, the aftermath of genocide in Rwanda, and war in Burundi and the Congo.
Sammy’s lifelong adventure has come at a great price. He’s been cursed, threatened, arrested, deported, and blacklisted. He’s also been personally broken, ravaged with illness, and devastated by grief.
Yet he continues to preach to in stadiums, in open fields, and via satellite technology to hundreds of thousands around the globe. For all other books…
درباره خدمات سامی تیپیت
خدمات سامی تیپیت نزدیک به پنجاه سال باعث الهام و کمک در سراسر جهان شده است. سامی تیپیت بنیانگذار و رئیس ، یک مشاور، معلم و مبشر مشهور جهانی با تجربه خدمت و کمک به مردم در بیش از ۸۰ کشور جهان است. سامی مطالبی را ارائه میدهد که به افراد کمک میکند تا با مجموعه گسترده ای از مسائل اجتماعی، معاشرتی، روانشناسی و معنوی روبرو شوند. او بویژه علاقمند است تا این مطالب را در دسترس سایر کشورها در سراسر جهان قرار دهد. سامی با دِبرا ”تکس“ ازدواج کرده است و آنها دارای دو فرزند و پنج نوه هستند.
همه حقوق محفوظ است
