Enter your keyword

مانند قهرمان بدوید

با پشتکار در میدانی که در برابر شما قرار گرفته است بدوید

ویدیو عبادتی روزانه

خانواده و هدف خداوند
من هرگز شبی، که قلبم را باز کردم و به مسیح ایمان آوردم، فراموش نخواهم کرد. زندگی من خیلی سریع تبدیل شد. اینگونه نبود که من بعد از آن ، اشتباهاتی نکرده باشم. قلب من از زندگی کردن برای خودم به محبت به خدا و محبت به دیگران تغییر پیدا کرده بود. من این را درک نمی کردم، اما خداوند مرا در بزرگراهی با هدفی ابدی قرار داده بود و به من گفت، روی این بزرگ راه قدم بردار. پس از آن بود که درک کردم او به چه دلیل مرا خلق کرده است، و من میخواستم پیرو نقشه های او برای زندگی ام باشم.
هنوز مدت زیادی طول نکشیده بود که متوجه شدم، عشق به دیگران و خداوند نمی تواند از هم جدا باشد. هر چه بیشتر او را دوست داشتم ، دیگران را بیشتر دوست داشتم. به همین دلیل پاسخ عیسی به آن مرد جوان بسیار قابل توجه بود. وقتی او پرسید ای استاد، کدام حکم در شریعت بزرگتر است؟ عیسی به سادگی جوابش را با بزرگترین حکم نداد، بلکه جوابی مشابه آن به او داد– ” همسایه خود را مثل خودت محبت نما
در چند دهه گذشته، همه تلاشم را به صرف درک آنچه که معنای دوست داشتن خدا و دوست داشتن دیگران است، پرداختم. شاید یکی از عملی ترین، درسهای کتاب مقدس این باشد که نزدیکترین همسایه ام همسرم و فرزندانم باشد. تصویری دقیق از عشق من به خداوند که اغلب با اینکه چطور به آنها عشق می ورزم، دیده می شود.
این حقیقت بنیادی برای زندگی و جامعه ما است؛ که ما را قادر می سازد تا درک کنیم و بفهمیم که خداوند ما را به عنوان موجود تنها خلق نکرد. اولین فرمان به آدم و حوا بود که بارور شوند، زاد و ولد کنند و زمین را پر کنند. این فرمان پیش از سقوط انسان آمد، قبل از اینکه آنها به گناه آلوده شوند. آنها در رابطه صحیح با خداوند قرار داشتند و خدا می خواست این جهان پر باشد از مردمی که به او عشق بورزند و یکدیگر را نیز دوست داشته باشند.
ما می دانیم که آدم و حوا گناه کردند، از فرمان خدا سرپیچی کردند و فکر می کردند چه چیزی برای آنها بسیار مفید بوده است. نتیجه: حسادت، خشم، قتل و دروغهمه اینها در درون خانواده است. وقتی آنها قلبشان را از خداوند دور کردند، جهان در تاریکی فرو رفت. آنها زاد و ولد کردند و زمین پربار شد، اما نه با هدف ابدی خداوند.
خداوند حتی وقتی از او فاصله گرفتیم، بازهم ما را دوست داشت. و او هرگز محبتش را از ما دریغ نکرد. او می دانست که ما به یک نجات دهنده ، یک منجی از خودگرایی، احتیاج داریم. این یعنی او هرگزمحبت خود را دریغ نکرد. بنابراین، او تصمیم گرفت تنها پسرش را بفرستد که ما او را بشناسیم و به حضورش بازگردیم. او به آینده نگاه کرد، و لحظه ای را که پسرش به زمین آمد دید و او عیسی را فرستاد تا به خاطر گناهان ما مجازات شود.
چگونه  استثنایی ترین فرد به این سیاره آمده است؟ عیسی پسر خدا و پسر انسان نام گرفت.  او خود خدا بود، اما در عین حال نیز یک انسان بود. کتاب مقدس به ما در پیدایش ۱۵ می گوید، خدا با کسی که ابراهیم نام داشت صحبت کرد و به او ستاره های آسمان را نشان داد. او به ابراهیم گفت، به او پسری خواهد داد، یک خانواده ای خواهد داد که بیشتر از ستاره ها در آسمان باشند.
خداوند به وعده اش زمانی که عیسی را فرستاد، وفا کرد. همانطور که خدا، عیسی را از معجزه روح بوجود آورد، اما به عنوان یک انسان از خانواده ابراهیم نزول کرد.
قصد و منظور خداوند از همان ابتدا هرگز تغییر نکرده است. او اشتیاق زیادی برای جهانی که پر شده از مردمی که او را می شناسند و به او عشق می ورزند، داشت. او خانواده را خلق کرد تا هدفش عمل شود. او مردی به نام  ابرام را خواند و به طور معجزه آسایی به او خانواده داد. بنابراین هدف خداوند به خانواده گره خورده است. او می خواست ما در محیطی امن که در آن عشقی عمیق برای خداوند و برای یکدیگر وجود دارد، رشد و تکثیر پیدا کنیم. این “خانواده”نام دارد.
تاریکی به سرعت در حال گسترش در سراسر جهان است. وقتی ما طبق هدفی که خلق شده ایم، عمل کنیم،  آنوقت نور او به روشنی میدرخشد.  آنزمان امنیت و هدف خدا به فرهنگ ما بازمیگردد.   
در ابتدا، خدا مرد و زن را آفرید، و هردو یک جسم واحد شدند. از این رابطه انسانی است، بچه هایی به دنیا آمدند، که مردم تکثیر میشوند و جهان را پربار می کنند. هیچ چیز تغییر نکرده است. هنوز هم این، نقشه خداوند است که تا امروز نیز کار می کند. هنوز هم نهاد بنیادی برای زندگی و جامعه ما می باشد.
وقتی ما دیدگاهمان را از هدف خداوند از دست بدهیم، جامعه تباه می شود. او را دوست بدارید و یکدیگر را دوست داشته باشید! تنها امید ما این است که آنچه که خداوند به خاطرش ما را آفریده انجام دهیم. این بدین معناست که ما خانواده مان را دوست داشته  باشیم.

پیدایش : Chapter 15
1بعد از این ‌اَبرام ‌رؤیایی دید و صدای خداوند را شنید كه‌ به‌ او می‌گوید: «اَبرام‌، نترس‌، من ‌تو را از خطر حفظ‌ خواهم‌ كرد و به‌ تو پاداش ‌بزرگی خواهم‌ داد.» 2اَبرام ‌جواب‌ داد: «ای خداوند، خدای من‌، چه ‌پاداشی به ‌من ‌خواهی داد، در حالی كه‌ من ‌فرزندی ندارم‌؟ تنها وارث‌ من‌ این ‌الیعزر دمشقی است‌. 3تو به ‌من ‌فرزندی ندادی و یكی از غلامان‌ من‌ وارث ‌من‌ خواهد شد.» 4پس‌ او شنید كه‌ خداوند دوباره به او می‌گوید: «این‌ غلام‌ تو الیعزر وارث ‌تو نخواهد بود. پسر تو وارث ‌تو خواهد بود.» 5خداوند او را بیرون ‌برد و فرمود: «به‌ آسمان ‌نگاه‌ كن ‌و بكوش ستاره‌ها را بشماری‌. فرزندان ‌تو به‌ همین ‌اندازه‌ زیاد خواهند شد.» 6اَبرام‌ به‌ خداوند ايمان آورد و به‌خاطر این‌، خداوند او را کاملاً نيک شمرد و او را قبول ‌كرد.

Book of the Month

Sammy Tippit told his fiancée, “I can’t promise we’ll be rich, but life won’t be boring.”
Sammy had no idea what an understatement that would become. Beginning in the bars of Baton Rouge and the nightclubs of Chicago, Tippit has shared the news of life-changing faith in Christ all over the world – including in the middle of a revolution in Romania, the aftermath of genocide in Rwanda, and war in Burundi and the Congo.
Sammy’s lifelong adventure has come at a great price. He’s been cursed, threatened, arrested, deported, and blacklisted. He’s also been personally broken, ravaged with illness, and devastated by grief.
Yet he continues to preach to in stadiums, in open fields, and via satellite technology to hundreds of thousands around the globe.  For all other books…

درباره خدمات سامی تیپیت
خدمات سامی تیپیت نزدیک به پنجاه سال باعث الهام و کمک در سراسر جهان شده است. سامی تیپیت بنیانگذار و رئیس ، یک مشاور، معلم و مبشر مشهور جهانی با تجربه خدمت و کمک به مردم در بیش از ۸۰ کشور جهان است. سامی مطالبی را ارائه میدهد که به افراد کمک میکند تا با مجموعه گسترده ای از مسائل اجتماعی، معاشرتی، روانشناسی و معنوی روبرو شوند. او بویژه علاقمند است  تا این مطالب را  در دسترس سایر  کشورها در سراسر جهان قرار دهد. سامی با دِبرا ”تکس“ ازدواج کرده است و آنها دارای دو فرزند و پنج نوه هستند.

همه حقوق محفوظ است