ویدیو عبادتی روزانه
آمین
سـالـھا پیش مـن یکی از مـھمترین دعـاھـایم را کھ تـا بـحال درخـواسـت کرده بـودم را بـھ حـضور خـدا آوردم . ”آه خـداونـدا” فـریاد زدم، ” لـطفا مـرا در شـرایطی کھ تـو تـنھا امیدم ھسـتی قـرار بـده. کمکم کن ھـرگـز بـھ تـوانـایی ھـا و مـھارتـھای خـودم بـرای انـجام کارھای تو وابستھ نباشم.
خـداونـد نـھ تـنھا آن دعـا را شنید ، بلکھ بـا وفـاداری پـاسـخ داد – سـال پـس از سـال. یکی از ھیجان انگیزتـرین کارھـایی کھ در خـدمـات مـن انـجام داده اسـت، مـرا در “دره وابسـتگی” نـگھ داشـتھ اسـت. او ھـمچنان مـرا را در شـرایطی غیر ممکن قـرار میدھـد تـا اراده اش را بـانـجام بـرسـانـد. ھیچ مـاجـراجـویی بیشتر از اعـتماد بـھ مسیح بـرای تـحقق وعـده ھـایش وجـود نـدارد. وقتی کارھـا بـخوبی پیش نمی رود، آسـان تـر اسـت کھ بـھ دره شکست فکر کنیم تـا بـھ دره وابسـتگی. امـا دره ھـای تـاریک زنـدگی اغـلب بـاعـث
ایجاد انگیزه در ما میشوند تا بھ مسیح بھ طور کامل اعتماد کنیم.
بـرای مـن، در دوره ١٩٨٠ بـود کھ اعـتماد خـدا در چنین دره ھـایی را یاد گـرفـتم. در طـول دوران تـاریک و روزھـای سـخت کمونیسمی، مـن بـھ سـراسـر اروپـای شـرقی سـفر کردم. شـبانـھا در رومـانی اغـلب بـھ مـن می گـفتند،”سکیوریتیت“)پلیس مخفی( بـھ مـن اجـازه بـرگشـت نـخواھـند داد. امـا خـدا وفـادار بـود. سـال پـس از سـال، او درھـایی را بـاز کرد، و مـن تـوانسـتم بـھ آن کشور سـفر
کنم و کلام خدا را موعظھ کنم.
در سـال ١٩٨٨ بـا قـطار وارد رومـانی میشدم، وقتی کھ سـربـازان بـھ طـرف قـطار در جـایی کھ مـن در آن نشسـتھ بـودم آمـدنـد. آنـھا وارد کوپـھ مـن شـدنـد و گـفت : ” بـا مـا بیا”. مـن می دانسـتم این بـھ چـھ مـعناسـت. آنـھا مـرا از قـطار پیاده کردنـد و پـاسـپورت مـرا گـرفـتند. بـھ صـورت دایره اطـراف مـن ایستاده بـودنـد و مـرا تـحت حـفاظـت خـود قـرار دادنـد. قـلبم شکست. نمی دانسـتم کھ آنـھا چـھ
کاری قرار است انجام دھند، اما من میدانستم احتمالا ھرگز دوستان رومانیایی ام را نخواھم دید.
بـاید صـادق بـاشـم کھ مـن نسـبت بـھ خـودم تـرحـم داشـتم و بـرای خـودم تـاسـف خـوردم، و بـرای بـدرفـتاریھا بـا مـن گـریھ کردم و بـرای آن اتـفاقی کھ افـتاده بـود. امـا در آن دقـایق و سـاعـتھا، چیزی در قـلب مـن اتـفاق افـتاد. خـداونـد دعـای مـرا بـھ یادم آورد ” لـطفا مـرا در مـوقعیتی قـرار بـده کھ تـو تـنھا امیدم بـاشی. کمکم کن ھـرگـز بـھ تـوانـایی ھـا و مـھارتـھای خـودم بـرای انـجام کارھـای تـو وابسـتھ
نباشم.
”
سـپس کلمات سـرودی بـزرگ در قـلبم بـھ یاد آوردم.” وفـاداری تـو عظیم اسـت! وفـاداری تـو عظیم اسـت! صـبح بـھ صـبح رحـمتی تـازه می بینم؛ ھـمھ چیزی کھ نیاز دارم را دسـتھای تـو فـراھـم کرده اسـت. وفـاداری تـو بـرای مـن عظیم اسـت، خـداونـد!؛ مـن
شروع کردم بھ پرستش و ستایش او. چشمانم را از روی موقعیتی کھ داشتم برداشتم – و آنھا را بر وفاداری اش گذاشتم.
اگـرچـھ مـن از این کشور مـمنوع الـورود شـدم، امـا خـداونـد بـھ وعـده ھـایش وفـادار مـانـد. یکسال بـعد ازاین تحـریم در این کشور انـقلاب صـورت گـرفـت. مـن بـرگشـتم بـھ رومـانی و در ورزشـگاه ھـا در تـمام کشور مـوعـظھ کردم. مـن در نیکوییھا و وفـاداری خداوند غرق شده بودم.
یک نـام در کتاب مـقدس ھسـت کھ بـھ خـداونـد نسـبت داده شـده”آمین“. آن عـنوانی بـرای عیسی اسـت کھ در کتاب مکاشـفھ بـر وفـاداری تغییر نـاپـذیر او تـاکید میکند. این بـدین مـعناسـت کھ او بـرجسـتھ اسـت ” حقیقی،خـاص و وفـادار”.وقتی او می گـوید کاری را انـجام خـواھـد داد، پـس این یعنی”آمین-پـس آن شـد”. این بـھ تـصویب خـواھـد رسید. این مـطلق – قطعی اسـت. در وعـده
“این پیغام را بــرای رھــبر کلیسای لائــودیکیھ بــنویس: »این پیغام کسی اســت کھ ھــمواره حقیقت را بــا امــانــت و راســتی تــمام آشکار
میسازد، و منشأ تمام خلقت خداست” )مکاشفھ ٣ : ١۴(
ھـای او ھیچ تـردیدی وجـود نـدارد. تـنھا اطمینان و یقین وجـود دارد. بـھ طـوریکھ پـولـس رسـول نـوشـت”ھـمان خـدایی کھ شـما را خوانده است تا فرزندان او باشید، طبق وعدهاش این را نیز برای شما انجام خواھد داد.” )١ تسالونیکیان ۵ : ٢۴(.
ھـنگامی کھ شـما می فھمید خـداونـد شـما را صـدا می زنـد و شـما در شـرایط غیر ممکن بـھ سـر می بـرید، فـقط بـھ خـاطـر بیاورید: نام او “آمین” است.
دوم قرنتیان : Chapter 1
17آیا این تصمیم من نشان میدهد كه دچار تردید شدهام؟ آیا من هم در نقشههای خود مثل افراد این جهان به اقتضای زمان، بلی یا خیر میگویم؟ 18همانگونه كه سخنان خدا قابل اعتماد است، گفتار ما نیز به شما دو پهلو نمیباشد. 19زیرا پسر خدا عیسی مسیح، كه من و سیلوانس و تیموتاؤس او را به شما اعلام كردیم، هرگز دو دل نبود بلكه بلی او همیشه «بلی» بوده است. 20زیرا هرقدر كه وعدههای خدا زیاد باشند همهٔ آنها به طور مثبت در مسیح انجام میشوند و به این جهت وقتی خدا را ستایش میکنیم به وسیلهٔ مسیح آمین میگوییم. 21خدا، ما و شما را در اتّحاد با مسیح استوار نموده و مأموریت مقدّسی به ما داده است. 22و خدا مُهر مالكیّت خود را بر ما گذاشت و روحالقدس را به عنوان ضامن همهٔ بركات آینده در دلهای ما نهاد.
Book of the Month
Sammy Tippit told his fiancée, “I can’t promise we’ll be rich, but life won’t be boring.”
Sammy had no idea what an understatement that would become. Beginning in the bars of Baton Rouge and the nightclubs of Chicago, Tippit has shared the news of life-changing faith in Christ all over the world – including in the middle of a revolution in Romania, the aftermath of genocide in Rwanda, and war in Burundi and the Congo.
Sammy’s lifelong adventure has come at a great price. He’s been cursed, threatened, arrested, deported, and blacklisted. He’s also been personally broken, ravaged with illness, and devastated by grief.
Yet he continues to preach to in stadiums, in open fields, and via satellite technology to hundreds of thousands around the globe. For all other books…
درباره خدمات سامی تیپیت
خدمات سامی تیپیت نزدیک به پنجاه سال باعث الهام و کمک در سراسر جهان شده است. سامی تیپیت بنیانگذار و رئیس ، یک مشاور، معلم و مبشر مشهور جهانی با تجربه خدمت و کمک به مردم در بیش از ۸۰ کشور جهان است. سامی مطالبی را ارائه میدهد که به افراد کمک میکند تا با مجموعه گسترده ای از مسائل اجتماعی، معاشرتی، روانشناسی و معنوی روبرو شوند. او بویژه علاقمند است تا این مطالب را در دسترس سایر کشورها در سراسر جهان قرار دهد. سامی با دِبرا ”تکس“ ازدواج کرده است و آنها دارای دو فرزند و پنج نوه هستند.
همه حقوق محفوظ است
